X
تبلیغات
❤❤MY LOVE KOREA❤❤ - خلاصه قسمت هاي سريال تو زيبايي به درخواست ساراجون

❤❤MY LOVE KOREA❤❤

خلاصه قسمت هاي سريال تو زيبايي به درخواست ساراجون

سلام به دوستاي گلم به خصوص به ساراجون عزيزم متاسفم فقط همين قسمت ها را تونستم پيدا كنم اما اگر باز هم پيدا كردم حتما برات مي گذارم باز هم منو ببخش

قسمت اول:

فیلم از توی کلیسا شروع میشه! دختری به نام جما ( نقش اول فیلم) میخواد بشه راهبه و توی کلیسا کارآموزه. یه جلسه هست که ملت هستن و جما دیر می رسه! حالا که رسیده یه بچه هه رو می بینه که داره آهنگ گوش میده و بهش میگه خاموشش کنه و اونم نمی کنه!



برای مطالعه بقیه ی خلاصه به ادامه مطلب برید!

حالا جما سعی می کنه به زور این ام پی فور پلیر رو خاموش کنه و دست گل به آب میده چون اصولاً بسیار انسان چلمنگیه! ام پی فور پلیر میفته و آهنگش شدیداً پخش میشه!

 

خب صحنه عوض میشه و کنسرت یه گروه خوانندگی معروف به اسم (آ.آنجل ) رو نشون میده که سه نفر توش هستن: شین وو، تاکیونگ و جِرِمی.

 


کنسرتم تموم میشه و حالا گروه خوانندگی و مدیر گروه و اینا نشستن توی ماشین و دور همی حرف می زنن! مث که تاکیونگ که خواننده ی اصلی گروهه یکم حنجرش دچار مشکل شده و دنبال نیروی جدیدن و رییس میگه قراره یه شخص جدید بیاد که فرشته است به اسم گومی نام!

 


حالا جما نشون داده میشه که برای انجام مأموریتی از طرف خواهر روحانی راه افتاده که یهو توسط یه مردی که سوار ماشینش هستن تعقیب میشه. اسم این مرده هست ( مدیر ما). که جلوشو می گیره و خلاصه باهاش حرف می زنه!

 

جما یه برادر دوقلو داره به نام گومی نام. مرده بهش میگه گومی نام توی دردسر افتاده چون گروه خوانندگی ا. انجل بهش تقاضا داده که بیاد بخونه براشون اما الان گومی نام مشکل داره و برای درمانش رفته آمریکا. خلاصه اصرار و اصرار تا اینکه جما راضی میشه بیاد و به جای گومی نام ورقه های قرار داد رو امضا کنه!


گروه ا. انجل و طرفداراشون:

 


اینجا پسر شاخ و مغرور گروه تاکیونگ سر می رسه و میگه این گومی نام باید تست بده تا من قبولش کنم! خلاصه مدیر (ما) و گومی نام حسابی نگران میشن و حالا تاکیونگ این دختره رو برده تست خوانندگی و درم قفل کرده. دختره هم مجبوره بخونه دیه!

 



تاکیونگ میگه یا می خونی یا قراردادو پاره می کنم! و حالا گومی نام تقلبی یعنی جما که از این به بعد بهش میگیم گومی نام تا وقتش برسه(!) شروع می کنه به خوندن و تاکیونگ و شین وو و جرمی توی کف می مونن!

 


خب بعد از این قضیه جما میخواد برای ادامه تحصیل راهبگی بره به روم اما مدیر ما میاد میگه که بازم باید نقش بازی کنی چون که میخوان مصاحبه مطبوعاتی انجام بدی اما اینبار جما یا گومی نام تقلبی دیگه قبول نمی کنه!

 



از قضا این سه خواننده معروف هم همون روزی که جما میخواد بره روم توی فرودگاهن!

 

تاکیونگ میره قهوه بخوره که یهو میخوره به جما! جما بلیتش میفته اما تاکیونگ که عینکشو بر می داره و جما اونو میشناسه پا میزاره به فرار و تاکیونگ هم در حالی که بلیت جما دستشه هاج و واج مونده!

 

حالا تاکیونگ دنبال جماست تا بلیتو بهش بده! تاکیونگ هم به دو تا هم گروهیش می زنگه و میگه بگردید دنبال یه دختر با لباس راهبه! حالا جما بدو اونا بدو! جما میخواد خودشو مخفی کنه!

 


دیگه خلاصه بلیت به جما نمی رسه و در آخر تصمیم می گیره به خاطر داداشش بشه گومی نام و تا یه ماهی که اون برگرده جای اون نقش بازی کنه! چرا که داداشش آرزو داشته بشه خواننده و معروف بشه تا از این طریق مادرشون رو پیدا کنن!

 



خب حالا مستقر شدن! گومی نام میاد توی اتاق تاکیونگ بی کله و بدون اجازه! تاکیونگ چه واکنشی نشون میده؟!

 

خب گومی نام رفته قایم شده توی دستشویی اما گند می زنه یعنی صدا میاد و تاکیونگ میاد و دستشویی و گومی نام چلمنگ یه دست گل دیگه به آب میده! بعله!

 


و حالا توصیه های تاکیونگ:

1. بدون اجازه به من دست نزن بدم میاد!

2. بدون اجازه نیا توی اتاقم!

3. بدون اجازه دست به چیزام نزن!

 

حالا می نام و بچز ا. انجل اومدن کاباره و چون می نام بچه مثبت بوده تالا حالا یهو کلی ویسکی می خورن و وای که مست میشه بدجور!

 

مسئول لباس و گریم اونجا هم چون با مدیر ما رابطه دارن می دونه که می نام دختره! هه هه!

 

خب می نام حالش شدیدا بد شده به خاطر ویسکی و اومدن پشت بوم! اما میخواد بیاره بالا! وبعد جلوی تاکیونگ شدیدا وسواسی میاره بالا! به به چه شود!

 

بعد توهم زده و نزدیکه که از پشت بوم بیفته که تاکیونگ می گیرتش و میفته روی تاکیونگ!!!

بعدم خوابش می بره و میره توی رؤیا!!!

 

 قسمت دوم:

رؤیا پردازی گومی نام ادامه داره!

 




ادامه در ادامه مطلب...


و بیدار میشه! حالا یادش میاد که با تاکیونگ صورت به صورت شده و می بینه که لبش تاول زده! اما هر چی به مغزش فشار میاره، یادش نمیاد بعدش چی شده!

 

حالا گومی نام سعی می کنه یادش بیاد با کدوم از پسرا در آخرین لحظات صورت به صورت شده؟!

 


شین وو بهش میگه که روی تاکیونگ غش کردی!

 



و بعد روی لب تاکیونگ آورده بالا!!!تاکیونگ از هوش میره!

 


تاکیونگ به شدت اعصابش خورده!


 

میاد پیش تاکیونگ عذرخواهی که به شدت عصبانیه و بهش میگه برو، همش کارایی می کنه که من بدم میاد بنابراین بیشتر ازت بدم میاد!

 

حالا گومی نام سعی می کنه جبران کنه! میره شمع میاره که بوی بد از بین بره! یکم از پارافین شمع می ریزه رو زمین، میشینه تمیزش کنه دستش می سوزه، عقب عقل میره میخوره به قفسه!



قفسه ی سی دی ها هم یله میشه و می ریزه!

 

کولر داره باد می زنه و کاغذ رو میاره نزدیک شمع، گومی نام داره سعی می کنه قفسه رو با دستاش و کمرش نگه داره، اما می ترسه کاغذا آتیش بگیره، سعی می کنه با پاهاش کولر رو خاموش کنه!

 

تاکیونگ داره از حموم میاد بیرون که گومی نام با تفش شمع رو خاموش می کنه! تاکیونگ هم حساس وسواس...

 


تاکیونگ عصبانیه محکم می زنه رو قفسه، یه کاپ میفته رو سر گومی نام! گومی نام از هوش میره، کاپ رو هم تاکیونگ بر میداره و همین لحظه ملت میان تو!

 


میخوان برن بیمارستان که گوم نام میگه می فهمن دخترم ( به مدیر ما ) میگه بنابراین مدیر ما وسایل لازمه رو تهیه می کنه تا درمان خانگی انجام بده! در این حین تاکیونگ زنگ می زنه و گومی نام میگه بیمارستانیم و تاکیونگ هم توی بیمارستان بوده همون لحظه میگه کجاش؟!

 

خبرنگار موی دماغ هم سر می رسه! و می بینه بعله... البته بعد از بازگشت به مقرشون... و میگه انگار شما دو تا یعنی می نام و تاکیونگ، با هم خوب نیستین! و خلاصه این خبر که تاکیونگ گومی نام رو زده در نت پخش میشه!

 


حالا طرفدارای تاکیونگ و گروه اینطوری برداشت می کنن که می نام میخواد تاکیونگ رو بد نام کنه پس میان علیهش شعار میدن!

 

گومی نام میاد پیش جرمی، جرمی به سگش میگه، جولی بگیرش! اسم سگ جرمی: آنجلینا جولی!!!!!!!

 


گومی نام میاد برای جبران کارش اتاق تاکیونگ رو مرتب کنه که سی دی های یه خواننده به نام موهواران رو می بینه و عکسی از یه بچه با اون زن! تاکیونگ سر می رسه!

 

حالا که می نام معروف شده عمه ش داره پیش ملت کلاس میزاره که من  عمه شم و بزرگشون کردم و اینا و  چون بدهی داره میخواد بیاد پیش می نام تا بچاپه!

 

موهواران و تاکیونگ در آسانسور با هم! زنه به تاکیونگ میگه انگار معروف شدی و توی خارج ازت میگن و تاکیونگ هم میگه از شما توی کره نمیگن خانم، انگار دیگه معروف نیستی. زنه می خنده میگه: خانوم؟! بچه بودی می گفتی مادر. تاکیونگ هم میگه: اون موقع عقلم نمی رسید! فکر می کردم هر کی بچه رو بزاد بهش میگن مادر!

 

حالا میخوان از گومی نام عکسای تکی تبلیغاتی بگیرن!

 همون شب اول رو پشت بوم جرمی تاکیونگ رو کول می کنه اما شین وو که میاد گومی نام رو بزار روی کولش می فهمه دختره! دره درن!

 

گومی نام داره تمرین می کنه برای رقص و اینا و آمادگی.



مسئول لباسم گومی نام رو برده برای عکس جدید آماده کنه اما تاکیونگ داره توی دوربین مدار بسته اونا رو می بینه! مسئول لباس به گومی نام میگه شلوارتو بکش پایین! تاکیونگ به شدت تعجب می کنه! چراغا خاموش میشن، می نام لباسشو عوض می کنه و تاکیونگ هم نمی بینه! اما وقتی میگن... تاکیونگ می فهمه می نام دختره!

 



تاکیونگ برای مطمئن شدن میاد می نام رو بغل می کنه و بعله... همین موقع مدیر گروه سر می رسه و فکر می کنه اینا رفیق شدن!

 


از اون طرفم شین وو حواسش هست که می نام لو نره دختره جلوی کسی البته به روی می نام نمیاره.تاکیونگ هم عصبانیه!



 ملت حموم می کنن و اینا و گومی نام داره گیر میفته که شین وو کمکش می کنه. گومی نام میاد بیرون که تاکیونگ میاد میگه: همه چیو فهمیدم!

 

 قسمت سوم:

خوب قسمت پیش اون جا تموم شد که تاکیونگ به می نام میگه که حقیقتو میدونه و بعد گوشیشو که باهاش فیلم اون صحنه رو ضبط کرده بود به می نام نشون میده و میگه مچت رو گرفتم!بعد میگه گو می نام؟؟؟دیگه کارت تمومه! و مییره به سمت آسانسور که موقعی که داشت در آسانسور بسته میشد می نام گوشیرو کش میره!هنگ کی هم داشت اینارو میدید ولی هیچی از موضوع پی نمیبره!تاکیونگ میدوئه دنبال می نام! می نام با خودش می گفت چطوری اینو پاک کنم؟!که یهو میخوره به بن بست!تاکیونگ میره سمتش و گوشیرو میکشه و میگه بدش من!می نام گریه میکنه و میگه خواهش میکنم!تاکیونگ میگه تو احمقی؟فکر میکنی اگه این از بین بره پسر میشی؟؟!!می نام میگه راست میگی دختر بودنمو نمیشه کاریش کرد و میره تو فکر که یهو تاکیونگ گوشی رو از دستش می قاپه ولی گوشی پرت میشه پایین روی یه کامیون!تاکیونگ میگه:اه چرا ولش کردی؟-تو گفتی ولش کنم!

 

تاکیونگ به می نام میگه برو بیارش!-باشه.می نام میره بالای کامیون و گوشی رو بر میداره و میگه آقای هوانگ تاکیونگ شانس آوردیم که نشکسته.-پرتش کن.می نام میده به تاکیونگ بعد به تاکیونگ میگه میشه کمکم کنی که بیام پایین؟که یهو کامیون حرکت میکنه!!تاکیونگ میدوئه دنبال کامیون و می نام هم همینطوری جیغ می زنه!تاکیوگ همینطوری میدوئه که یهو کامیون پشت چراغ قرمز وا میسته.تاکیونگ میرسه به کامیون و میگه گو می نام زود بپر پایین.که گو می نام میفته تو بقل تاکیونگ و هر دو با کله میفتن زمین!

بعد هر دو خسته و کوفته راه میرن.که یهو تاکیونگ میگه:آخه چرا باید عین خلا باشم؟؟من همچین آدمی نیستم.من...من....من اونجوریم و به ه تلویزیون اشاره میکنه که داشت تبلیغ اینو میکرد!

بعد یهو اون شب که می نام لبش میخوره به لب اینو یادش میاد و میگه تو برای من بدشانسی میاری بهتره آدم از خطر دور باشه

 

بعد می نام میره پیش طراح لباس و اون مدیره که آوردتش اینجا و میگه که تاکیونگ فهمیده ولی نمیخواد خودشو درگیر بکنه

 

توی ماشین جرمی(که اون ماجرا رو دیده بود)به می نام میگه بازم تاکیونگ رو اذیت کردی؟می نام میگه آره من یه منطقه ی خطرم که بقیه نباید نزدیکم بشن.-چی؟نباید نزدیک بشن؟ و یهو میره تو فکر:پس اون دفعه....تاکیونگ داشت از این فرار می کرد؟و برای خودش دری وری فکر میکنه که می نام عاشق تاکیونگه!و بعد صورت خودشو میزنه و میگه:به خودت بیا اینطوری که نمیشه حتما دروغه!و یهو می نام و شین وو نگاش می کنن!بعد شین وو به می نام نگاه می کنه و میبینه که دستش زخم شده

توی خونه ی ای.ان.جل شین وو روی یک صندلی نشسته بود بعد می نام هم میاد پیشش میشینه و میگه چرا بهم زنگ زدید؟شین وو میگه اگه کاری کردی باید درستش کنی.بیا اینجا بشین.شین وو میگه فکر کنم واسه همینو که جرمی می خواد مراقب جولی باشه-جولی؟؟سگرو میگید-آره- شما منو با یه سگ مقایسه می کنید؟!-نه منظورم اینه که تو عین سگی میمونی که گم شده(چقدر خوب دلداری میده بچم!)به نظرم باید مراقبت باشم-سگ سگه-می خوای قصه ی یه پسری که به خاطر یه سگ ولش کردن رو بگم؟  یه پسری از استان کیونگ سنگ یه دختر از سئول رو دوست داشت همیشه می گفت"غذا خوردی؟خوب خوسیدی؟(مثلا لهجه داشته این ترجمه گره اومده با لهجه ی رشتی نوشته!خوسیدی به معنای خوابیدیه!)-بعدش؟-یه روزی می خواست از دختره بپرسه که خونشون نزدیکه یا نه .پسره با لهجه  شهرش گفت"خونت همین نزدیکیا بیده؟(البته این دیگه رشتی نیست!)سگ ها رو می کشی؟و دختر گریه می کنه و میگه من سگارو نمیکشم.داستان غم انگیزیه نه؟من اون پسره بیدم!(من نفهمیدم کجای این داستان غم انگیز بود بهتر بگم کل داستانو نفهمیدم!)نظرت چیه ؟ببین الان چقد قشنگ سئولی حرف میزنم!عالیه نه؟-بله خیلی عالیه!بقیه هم میدونن-نه فقط دارم به تو میگم اگه به کس دیگه ای بگی میکشمت و می نام میخنده.شین وو به دست می نام چسب زخم میزنه بعد میگه با هم صمیمی شدیم نه؟-بله صمیمی-هی...از این به بعد به من بگو هیونگ(داداش)-چی؟-هیونگ-آخه میدونید هیونگ یه جوریه!-خوب...پس بهم بگو اوپا(یه جورایی میشه عزیزم!)-می نام یهو جا میخوره و میگه بله؟!-اگه نمیتونی یگو داداش شین وو عین جرمی-بله...هیونگ-شین وو دستشو میکشه رو سر می نام و میگه آفرین!

جرمی داشت از بالا اینارو نگاه می کرد!(وای چقده فضوله عشقم!)یهو سیب از دستش میفته و میگه با شین وو هم همین طوریه!اوضاع خرابه!دوباره خودشو میزنه و میگه  به خودت بیا اینطوری که نمیشه حتما دروغه.بعد یهو می نام صداش میزنه جرمی سیبت افتاده.و جرمی هم دوباره میره تو فکر و فکر میکنه که می نام میخواد بوسش کنه(زیادی توهم میزنه نه؟!!!)بعد بخودش میاد و میگه نه مال تو-ممنون-خواهش!و میدوئه میره و با خودش میگه این یه چیزیش هست باید حواسمو جمع کنم!

تو اتاق می نام با خودش میگه همه باهام خوبن فردا دوباره بد میشن بعد به عکس داداشش نگاه میکنه و میگه اوپا ببخشین.میخواستم کاری کنم که مامانو پیدا کنیم ولی همه چیرو نابود کردم.من چم شده؟!مادر راهبه بهم گفتی دنیای بزرگتری رو تجربه کنم ولی احساس می کنم تو دنیا به درد نخورم

 

صبح می نام میره دفتر رییس نام و اونا میگن نیستش.می نام میگه یه کار خصوصی باهاشون دارم بعدا دوباره میام.عمه ی می نام که گفته بودم میخواست می نام رو پیدا کنه میره تو صف طرفدارا که جلوی دفتر ای.ان.جل جمع شده بودن و نامه شو به مردی که نامه هارو میبرد بالا میده.می نام نامه رو میخونه و میگه اون کی بود؟میگه یه خانوم خوش قیافه با لباس قرمز.می نام با خودش میگه شاید مادرم باشه و میره پایین ولی عمهه رفته بود میدوئه این ور و اون ور یهو میخوره به تاکیونگ و میگه باید برم جایی.تاکیونگ میگه تا مردم نشناختنت و بهت مشت نزدن بیا بریم .میرن یه جایی می نام میگه حتی اگه مادرم هم نباشه اشکالی نداره اگه یه خبری از مادرم بشنوم همین برام بسه.بازم میادش مگه نه؟عکس رو گذاشته(عکس می نام و داداشش و پدرشون)حتما بازم میاد-می خوای چیکار کنی؟-بله؟-اگه هم بیادش تو اینجا نیستی.قول دادی زود از اینجا بری.یادته؟-آقای تاکیونگ باید مامانم رو پیدا کنم.- تو باید بری و از پیش گو می نام میره

توی هتل دوباره به مادرش بر میخوره ولی بدون هیچ توجهی به راه رفتن ادامه میده-مادره:چون از من بدت میاد اینطوری میکنی؟میدونی من این هتلم اومدی اینجا؟همش دلت میخواد منو ببینی؟(از بدشانسی ما تو پسران فراتر از گل هم همچین شخصیتی بود و لی اون دیگه وضعش خیلی خراب بود!)-چه از خود راضی هستی-خوب پس ولش کن  و به راش ادامه میده.تاکیونگ بچیگیشو یادش میاد که کل روز وامیستاد تا مادرشو ببینه.بعد با خودش میگه:میخواستم زنی که منو ول کرد پیدا کنم.بدبخت!

می نام میره پیش مدیر آن و مدیر میگه میخواستی چیزی به من بگی؟-من...من...من نمیتونم از این جا برم چون من گو می نامم!

توی حیات تاکیونگ می نام رو میبینه و میگه بازم اومدی التماس کنی ازم؟-بله اومدم التماس کنم.این واسم خیلی مهمه-واسه منم خیلی مهمه که از شرت خلاص شم-آقای هوانگ تاکیونگ لطفا اینو یه مدت نگه دارید و یه حلقه میده بهش-این..چیه؟؟؟-اونی که من و داداشمو بزرگ کرده اینو داده بهمون گفته اینا مال مامان و بابامون بوده .این با ارزش ترین چیز دنیاست.-خوب؟؟!!-لطفا اینو نگه دار و بهم اعتماد کن.بزار اینجا باشم.-تاکیونگ حلقرو پرت میکنه تو آب و میگه:اگه چیزی رو بزاری کنار دیگه تمومه مادرت هم تورو ول کرد دیگه همه چی تمومه.حلقه هم گم شده پس تو باید بری.می نام یهو میاد محکم تاکیونگ رو هل میده:گفتم که واسم عزیزه-خودت هم میدونی که نمیتونی پیداش کنی-پیداش می کنم-پس پیداش کن!اگه پیداش کنی کاری به کارت ندارم و میزارم که اینجا بمونی

 می نام میره تو آب و کل شب رو بیدار میمونه و همینجوری توی آب دنبال اون حلقه میگرده.تکیونگ هم هر از گاهی از اون بالا اینو زیر نظر میگیره و دلش هم میسوزه.صبح میره پیشش و میگه باشه خیلی سرسختی.فهمیدم اینو بیا بیرون.-نمیام باید پیداش کنم-تاکیونگ یهو حلقه رو بهش نشون میده و میگه من ننداختمش توی آب!می نام تند میاد بیرون و حلقرو میگیره از تاکیونگ-چیه؟نکنه دوباره میخوای منو بزنی؟!-که یهو می نام بقلش می کنه.(داره دستم میشکنه وای !!یه ذره مونده فقط !)

بعد برای یه کلیپی که میخواستن درست کن ای.ان.جل رو میبرن استخر و اونا باید تمرین میکردن که بیشتر زیر آب دووم بیارن

می نام هی نمیتونست شین وو بعدش یه ذره دلداریش میده.تاکیونگ بعد میاد پیشش و میگه تو چرا سرتاپا پوشیده ای؟چی میشد اگه یه چیز یه تیکه میپوشیدی؟؟!!-نه نه!!!!تاکیونگ نیشخند میزنه و میره یه سمت دیگه.جرمی فضوله که داشت نگاشون میکرد میگه وای خدا دارن با هم کنار میان!خیلی خوبه که تیممون با هم کنار بیاد ولی....

بعد از تمرین یکی میاد یه لباس به می نام میده و میگه برو تو اتاق پرو و لباستو عوض کن.نمیتونم برم تو اتاق پرو زن ها.چیکار کنم؟؟!!!-تاکیونگ میاد بهش متلک میندازه:عین یه مرد بیا تو !یکی از کارکنان به می نام میگه امروز خیلی زحمت کشیدی بیا بریم دوش بگیریم!می نام یه جوری در میره و میره کنار استخر که چراغارو خاموش کرده بودن و کسی اونجا نبود که لباساشو عوض کنه.میبینه یهو چند نفر دارن مین چاره ای نمیبینه به حز اینکه خودشو پرت کنه توی استخر.تاکیونگ اینو میفهمه.می نام مدت زیادی زیر آب میمونه بعد تاکیونگ میره نجاتش!!و همین جا این قسمت می تمومه!

منابع:وبلاگي براي هواداران سريال هاي كره اي وkoreas pearls

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 18:12  توسط مهديس  |